نهضت هر زائر نائب یک شهید
اربعینی ها!
یادتان باشد که ستون به ستون عمود ها را مدیون خون شهدا هستید!
چه زیباست هر زائر به یاد و نیابت یک شهیدزیارت را به جای آورد.
نهضت هر زائر نائب یک شهید
اربعینی ها!
یادتان باشد که ستون به ستون عمود ها را مدیون خون شهدا هستید!
چه زیباست هر زائر به یاد و نیابت یک شهیدزیارت را به جای آورد.
در جنگ ۳۳ روزه نقش بسزایی در دیدبانی داشت ،رادمهر در دیده بانی نمونه بود و از نظر من مرد شماره یک دیده بانی کشور بود.
بارها دیده بودم که بی سروصدا به دل دشمن زده بود و با دقت نظر دیده بانی می کرد.
جوان نترس که با ابزار کارش حلب را تحت نظر داشت.
با موتور سیکلت، بیسم، عینک، جی پی اس و نقشه برای شناسایی می رفت.
متولد 1360 و از کسانی که در همان هیجده سالگی وارد دانشگاه امام حسین(ع) شد و از اوایل ورودش به تشکیلات در توپخانه لشگر مشغول به کار شد.
بعدها به خاطر استعداد فوق العاده اش خیلی زود توی لشگر گل کرد و جانشین عملیات لشگر 25 کربلا شد.
به نقل همرزم شهید مدافع حرم محمود رادمهر
شهید سید مرتضی آوینی:
نماز را باید به جانب قبله گزارد و اکنون قبله نیز در کف حرامیان است ...
پس تا آن روز که قبله از سیطرهی اهل باطل خارج شود ، باید نماز را در جبهه خواند و این نماز حقیقی است.
نماز جماعت مدافعان حرم به امامت
شهید محمدمهدی مالامیری
بسم رب الشهدا والصدیقین
برادر رشیدم میگویند باور کنم که دیگر نیستی
باور کنم که دیگر رفته ای
اما باتمام
ناباورانه ام حساب ندیدنت رانمیدانم
نمیدانم چند ماه است به آغوش نکشیدمت
نمیدانم آخرین باری که دستای مردانه ات را بوسیده ام کی بود
هیچ کدام را هنوز بعد از یکسال بخاطر نیاوردم
اسمش شد ه یکسال ولی تو بیشتر از اینها مدافع شده بودی ومن ندیدمت ....
انگار حافظه ام را بعد از پر کشیدنت ازدست داده ام فقط یادم مانده که هنوز منتظرت هستم
هنوز دستان مردانه ات را میخواهم تا باز به مزاح به سمت من دراز کنی تا ببوسمش
هنوز منتظرم تابیایی وباز رفتنت را به رسم آمدنت به تآخیر بیاندازم
گاهی از شوق آمدنت
به در خیره میشوم ...
نمیدانم چرا ....
ولی امید دارم
فقط یادم مانده تو میایی
اما نمیدانم .....
کی...
کاش همه بگویند که تو می آیی ....
بمناسب سالروز آسمانی شدن برادر
دلنوشته خواهر شهید قدیر سرلک
این روزمرگی ها دارد ما رو با خود می برد ؛ دستمان را بگیر، آشفته ایم پریشانیم ، مگذار که در این قُلقُله بین این همه آشوب خودِمان را گم کنیم، روزها می دویم تا شب آرام و بی دغدغه در بستر عادات سر بر روی بالشت نرم رویا ها بگذاریم اما تا صبح چشم بسته و دل بیداریم، راستی تو چه کرده ای ؟ لب بگشا و بگو که محتاج شنیدن یک نسخه ی شفا بخش از لب های بسته ی تو ایم ، کاش تو می گفتی راه رسیده به این آرامش و خواب ناز را....
دلنوشته فرزند شهید مدافع، شهیدعلی زاده اکبر اولین شهید مدافع حرم شرق کشور برای پدر:
سلام بر تن های بی سر
سلام بر سر های بی پیکر
سلام بر جنازه های در به در
دلنوشته ای با شهید
شهید.علی زاده اکبر
به آهستگی در کوچه ها قدم می گذاشتم. هر قدم ک بر می داشتم، فکرم بیشتر و بیشتر کنجکاو می شد.
به خانه رسیدم، نوای الله اکبر را شنیدیم و با آب زلال حوض خانه وضو گرفتم و گفتم:(خداوندا، مرا به آسمان ببر تا پاسخ سوال هایم را بیابم). ناگهان پا هایم از زمین جدا گشت، گویی داشتم به سوی آسمان پر می گشودم.
آسمان فریاد زد و صدایش در قلبم نجوا کرد،گفت:(چه می خواهی ای انسان؟)
گفتم به من بگو بعد از خداوند بزرگ کیست؟ گفت:شهید
گفتم بعد از خداوند انسان فداکار کیست؟ گفت:شهید
گفتم ای آسمان شهید کیست ک اینگونه او را وصف می کنی؟او کیست ک عظمت تو در برابر قلب رئوفش چیزی جز زره ای نیست؟ به راستی او آفریده کیست؟
آسمان با نگاهی محبت آمیز گفت:او آفریده خداست؛خدایی ک بزرگی من با مهربانی اش زیباست، شکفتن گل با لبخندش زیباست و وجود شهید با وجود او پیداست.
ای آسمان در وصفش چ بگویم؟ او را به چه تشبیه کنم؟
آسمان گفت:او را در جهان خودت بیاب.
آنقدر غرق در جملات شگرف آسمان بودم ک نفهمیدم چه موقع پا در زمین نهادم و مداد سیاه کوچکی به همراه دفتر کاهی خود از قفسه برداشتم؛قلم در دست گرفتم و نامه ای به شهید نوشتم:شهید تو کیستی ک پس از کردگار من در بصیرت چون رستم،در رشادت چون طوفانی و در سربلندی چون کوهی و در عظمت چون دریایی و در خداشناسی بی همتایی.
من آنقدر ناتوانم ک همچون آسمان نمی توانم هدفت را ک تنها به عشق به خدا بوده درک کنم.
اسفند ماه 62 رفیعی.
این تنها نوشتهای بود که در قسمت پایین نقاشی نظرمان را به خودش جلب کرد.
نقاشیای که بیش از 30 سال قبل ترسیم شده و حالا به هر دلیلی کنار خیابان شهید نظری به یکی از سطلهای آشغال شهرداری تهران تکیه کرده بود تا چند ساعتی دیگر دوام بیاورد، شاید هم ممکن بود ساعت 9 شب زیر چرخ دندههای خودرو جمعآوری آشغال در 30 سالگی جوانمرگ شود.
این نقاشی در طول عمر 30 سالهاش دو بار زخم برداشته و ترمیم شده است. نشانههایش این را میگویند.
علاوه بر ارزش اجتماعی و فرهنگی محتوای این نقاشی، معلوم نیست چرا یک اثر 30 ساله به این راحتی مورد غضب قرار میگیرد. هرچه هست نشان از کماطلاعی از ارزش یک اثر هنری دارد، بویژه اینکه به مقطع خاصی از تاریخ معاصر کشورمان مربوط میشود. مربوط به چهره یکی از شهیدان دوران #دفاع مقدس.
افسوس خوردیم از این بیمعرفتی به گذشته,تنها کاری که میتوانستیم انجام بدهیم انتقال این نقاشی به محل کارمان بود و حالا این شهید منتظر بازگشت به خانهاش است یا به هر جایی که آرام بگیرد و قدر ببیند.
از همه کسانی که خانواده شهید یا صاحب اثر (نقاشی) را میشناسند خبر دهند ضمنا تا مراجعه خانواده این شهید یا نهادهای مربوطه، خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) این اثر را به صورت امانی نگهداری میکند.
دردِ دل
سلام آقاجان
سلام اربابم حسین,
محرمت داره تموم میشه,آقا جان میدونم شما تو این ماه داغ زیادی تحمل کردین,داغ علی اکبرو داغ علی اصغر دیدی,داغ داداش باوفاتو دیدی,پرپر زدن قاسم مشاهده کردی,آقا جان ببخش ما نتونستیم پای قول و قرارمون باشیم,ببخش,اربابم اربعینم نزدیکه,خیلی از نوکرات با دل خسته و شکسته دارن میان سمتت,اصلا فکر نمیکردم پارسال اربعین با عکس شهدا بیام پابوستون, اربابم امسالم با عکس شهدا,با عکس شهیدان مدافعان حرم ,با عکس شهید محمدبلباسی دارم میام, با تمثال شهدای خان طومان میام,راستی آقا جان اربعینتون اومد اما شهدامون هنوز خان طومان موندن و نیومدند,خیلی ها منتظرن ,تو رو به جان عمه سادات زودتر عزیزانشون بهشون برسون,خدایا تو را به حق امام حسینت ما رو از بندگان خوبت قرارت بده...
دوباره باز
صبح رفت و
ظهر رفت و
غروب شد! نیامدی
این بار هم!
شفق به سینه ی مهتاب
طعنه زد.....
رهبر انقلاب :
آینده مال شما است. دشمنان اسلام و مسلمین ، هم در منطقهی غرب آسیا شکست خواهند خورد، هم در مناطق دیگر ؛ هم در زمینهی امنیّتی و نظامی شکست خواهند خورد ، هم به توفیق الهی در زمینههای اقتصادی و در زمینههای فرهنگی ؛ به شرط این که ما کار کنیم. اگر ما پابهرکاب باشیم، اگر ما به درستی و به معنای واقعی کلمه حضور داشته باشیم، پای کار باشیم، قطعاً دشمن شکست خواهد خورد؛ در این هیچ تردیدی وجود ندارد.
١٣٩٤/٧/١٥