پلاک خاکی

این وبلاگ برای شهدان ساخته شده است.

پلاک خاکی

این وبلاگ برای شهدان ساخته شده است.

پلاک خاکی

ما در این سایت به شهدان دفاع مقدسمان میگوییم که همیشه ما پشت شما هستیم.
هزینه کپی برداری: یک فاتحه برای گذشتگان و شهدا.

آخرین نظرات
نویسندگان

۱۸۴ مطلب توسط «شهید گمنام» ثبت شده است

  • ۰
  • ۰

‍ این روزمرگی ها دارد ما رو با خود می برد ؛ دستمان را بگیر، آشفته ایم پریشانیم ، مگذار که در این قُلقُله بین این همه آشوب خودِمان را گم کنیم، روزها می دویم تا شب آرام و بی دغدغه در بستر عادات سر بر روی بالشت نرم رویا ها بگذاریم اما تا صبح چشم بسته و دل بیداریم، راستی تو چه کرده ای ؟ لب بگشا و بگو که محتاج شنیدن یک نسخه ی شفا بخش از لب های بسته ی تو ایم ، کاش تو می گفتی راه رسیده به این آرامش و خواب ناز را....

  • شهید گمنام
  • ۱
  • ۰

‍ دلنوشته فرزند شهید مدافع، شهیدعلی زاده اکبر اولین شهید مدافع حرم شرق کشور برای پدر:


سلام بر تن های بی سر 

سلام بر سر های بی پیکر 

سلام بر جنازه های در به در 

دلنوشته ای با شهید 

شهید.علی زاده اکبر 

به آهستگی در کوچه ها قدم می گذاشتم. هر قدم ک بر می داشتم، فکرم بیشتر و بیشتر کنجکاو می شد.

به خانه رسیدم، نوای الله اکبر را شنیدیم و با آب زلال حوض خانه وضو گرفتم و گفتم:(خداوندا، مرا به آسمان ببر تا پاسخ سوال هایم را بیابم). ناگهان پا هایم از زمین جدا گشت، گویی داشتم به سوی آسمان پر می گشودم. 

آسمان فریاد زد و صدایش در قلبم نجوا کرد،گفت:(چه می خواهی ای انسان؟)

گفتم به من بگو بعد از خداوند بزرگ کیست؟  گفت:شهید 

گفتم بعد از خداوند انسان فداکار کیست؟ گفت:شهید 

گفتم ای آسمان شهید کیست ک اینگونه او را وصف می کنی؟او کیست ک عظمت تو در برابر قلب رئوفش چیزی جز زره ای نیست؟ به راستی او آفریده کیست؟ 

آسمان با نگاهی محبت آمیز گفت:او آفریده خداست؛خدایی ک بزرگی من با مهربانی اش زیباست، شکفتن گل با لبخندش زیباست و وجود شهید با وجود او پیداست.

ای آسمان در وصفش چ بگویم؟ او را به چه تشبیه کنم؟

آسمان گفت:او را در جهان خودت بیاب. 

آنقدر غرق در جملات شگرف آسمان بودم ک نفهمیدم چه موقع پا در زمین نهادم و مداد سیاه کوچکی به همراه دفتر کاهی خود از قفسه برداشتم؛قلم در دست گرفتم و نامه ای به شهید نوشتم:شهید تو کیستی ک پس از کردگار من در بصیرت چون رستم،در رشادت چون طوفانی و در سربلندی چون کوهی و در عظمت چون دریایی و در خداشناسی بی همتایی. 

من آنقدر ناتوانم ک همچون آسمان نمی توانم هدفت را ک تنها به عشق به خدا بوده درک کنم. 

  • شهید گمنام
  • ۰
  • ۰

‍ ‍ اسفند ماه 62 رفیعی.

این تنها نوشته‌ای‌ بود که در قسمت پایین نقاشی نظرمان را به خودش جلب کرد.

 نقاشی‌ای که بیش از 30 سال قبل ترسیم شده و حالا به هر دلیلی کنار خیابان شهید نظری به یکی از سطل‌های آشغال شهرداری تهران تکیه کرده بود تا چند ساعتی دیگر دوام بیاورد، شاید هم ممکن بود ساعت 9 شب زیر چرخ دنده‌های خودرو جمع‌آوری آشغال در 30 سالگی جوان‌مرگ شود.

این نقاشی در طول عمر 30 ساله‌اش دو بار زخم برداشته و ترمیم شده است. نشانه‌هایش این را می‌گویند.


علاوه بر ارزش اجتماعی و فرهنگی محتوای این نقاشی، معلوم نیست چرا یک اثر 30 ساله به این راحتی مورد غضب قرار می‌گیرد. هرچه هست نشان از کم‌اطلاعی از ارزش یک اثر هنری دارد، بویژه اینکه به مقطع خاصی از تاریخ معاصر کشورمان مربوط می‌شود. مربوط به چهره یکی از شهیدان دوران #دفاع‌ مقدس.


افسوس خوردیم از این بی‌معرفتی به گذشته,تنها کاری که می‌توانستیم انجام بدهیم انتقال این نقاشی به محل کارمان بود و حالا این شهید منتظر بازگشت به خانه‌اش است یا به هر جایی که آرام بگیرد و قدر ببیند.

از همه کسانی که خانواده شهید یا صاحب اثر (نقاشی) را می‌شناسند خبر دهند ضمنا تا مراجعه خانواده این شهید یا نهادهای مربوطه، خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) این اثر را به صورت امانی نگهداری می‌کند. 

  • شهید گمنام
  • ۰
  • ۰

درد دل

دردِ دل

سلام آقاجان

سلام اربابم حسین,

محرمت داره تموم میشه,آقا جان میدونم شما تو این ماه داغ زیادی تحمل کردین,داغ علی اکبرو داغ علی اصغر دیدی,داغ داداش باوفاتو دیدی,پرپر زدن قاسم مشاهده کردی,آقا جان ببخش ما نتونستیم پای قول و قرارمون باشیم,ببخش,اربابم اربعینم نزدیکه,خیلی از نوکرات با دل خسته و شکسته دارن میان سمتت,اصلا فکر نمیکردم پارسال اربعین با عکس شهدا بیام پابوستون, اربابم امسالم با عکس شهدا,با عکس شهیدان مدافعان حرم ,با عکس شهید محمدبلباسی دارم میام, با تمثال شهدای خان طومان میام,راستی آقا جان اربعینتون اومد اما شهدامون هنوز خان طومان موندن و نیومدند,خیلی ها منتظرن ,تو رو به جان عمه سادات زودتر عزیزانشون بهشون برسون,خدایا تو را به حق امام حسینت ما رو از بندگان خوبت قرارت بده...

  • شهید گمنام
  • ۰
  • ۰

دوباره باز

صبح رفت و

ظهر رفت و

غروب شد! نیامدی


این بار هم!

شفق به سینه ی مهتاب

طعنه زد.....

  • شهید گمنام
  • ۰
  • ۰

رهبر اسلام

رهبر انقلاب :


آینده مال شما است. دشمنان اسلام و مسلمین ، هم در منطقه‌ی غرب آسیا شکست خواهند خورد، هم در مناطق دیگر ؛ هم در زمینه‌ی امنیّتی و نظامی شکست خواهند خورد ، هم به توفیق الهی در زمینه‌های اقتصادی و در زمینه‌های فرهنگی ؛ به شرط این که ما کار کنیم. اگر ما پابه‌رکاب باشیم، اگر ما به درستی و به معنای واقعی کلمه حضور داشته باشیم، پای کار باشیم، قطعاً دشمن شکست خواهد خورد؛ در این هیچ تردیدی وجود ندارد.

١٣٩٤/٧/١٥

  • شهید گمنام
  • ۰
  • ۰

الگوبرداری از شهدا


امیر یکی از بچه های فعال  پایگاه شهید یعقوبی حوزه 3 سیدالشهدا پاکدشت بود؛

از ویژگی های شاخص امیر این بود که حتی اگر 1 ساعت قبل از اذان از ماموریت چند روزه برمیگشت برای نماز جماعت در مسجد حضور داشت و همیشه میان دار هیئت رزمندگان پاکدشت بود؛ یک بار که از رزمایش برگشتیم یه تعداد بسته پنیر و چند جعبه خرما اضافه اومد من به امیر گفتم که این ها اگه توی پایگاه بمونه خراب میشه امیر هم اون ها رو در بین بچه های شورای پایگاه تقسیم کرد که به خونه ببرند و استفاده کنند بعد که همه رفتند پول همه پنیر و خرما ها رو حساب کرد و در بودجه پایگاه گذاشت.

بهش گفتم امیر بچه ها بردند تو چرا پول می ذاری؟؟

می گفت خود من تقسیم کردم نمی خوام اندازه یک خرما هم دین از کسی و حتی بیت المال گردنم باشه.


به نقل از یکی از دوستان شهید

  • شهید گمنام
  • ۰
  • ۰

شهید فهمیده

 وقتی که 

عشق خواست 

در پای خویشتن 

صدها هزار 

دسته گل نوجوان دهد

فهمیده های قافله گفتند:

می رویم!

این خون 

چه قابل است اگر باغ جان دهد.


8آبان سالروز شهادت شهید فهمیده مبارک

  • شهید گمنام
  • ۰
  • ۰

شهید مسلم نصر

در این مقطع زمانی که همگی استکبار و گردنکشان ستمگر کمر همت به تضعیف و تسلیم ساختن انقلاب و نظام اسلامی با تمامی شیوه‌های فرهنگی- تبلیغی جنگ نرم و تسخیر فکر و ذهن جوانان ما بسته‌اند، همگی ما باید در فتنه‌ها از مسیر حق منحرف نشویم و چشم به چراغ‌بان و روشنایی ده این مسیر، مقام عظمای ولایت باشیم.


ولادت : ۱۳۵۹ جهرم فارس

شهادت : ۳۰/مهر/۱۳۹۴ سوریه

وصیت جانشین گردان ابوذر ، ستوان دوم پاسدار مسلم نصر

  • شهید گمنام
  • ۰
  • ۰

‍ "بر جمله «کل الخیر فی باب الحسین (ع)» تأکید داشت."


سال ۹۳ در پیاده‌روی اربعین شهید را همراهی می‌کردم، ایشان در تمام‌ مسیر اشک می‌ریخت صحنه‌هایی که در مسیر مشاهده می‌کرد برای او مانند روضه‌خوانی بود، در مدت رفت و بازگشت از زیارت اربعین محمدرضا حال و هوای عارفانه‌ای داشت.

از اربعین سال گذشته تا روز شهادت از حال و هوای ویژه‌ای برخوردار بود، این حال و هوا را می‌شد در سخنان، مثال و مزاح‌های او فهمید.

آخرین دیداری که با ایشان داشتم بر جمله «کل الخیر فی باب الحسین (ع)» تأکید داشت.

وقتی فرزندان او جمله «کل الخیر فی باب الحسین(ع)» را از او می‌شنیدند، متوجه می‌شدند که به دنبال کسب اجازه از خانواده برای اعزام به جبهه‌های نبرد است.



مدفن: صحن شهدای گمنام

 مسجد جامع خرمشهر

 به نقل از : همرزم شهید

  • شهید گمنام